لبخند راهی است برای زیبا شدن ... ... ... تو نیشت رو ببند! فایده نداره!
چشمهای درشتت را که به من می دوزی و با لبهای بزرگ و با صدای رسا آواز می خوانی. از همیشه بیشتر دوستت دارم، تو واقعأ زیباترین قورباغه ای!
اتل متل یه مورچه / قدم می زد تو کوچه اومد یه کفش ولگرد / پای اونو لگد کرد مورچه پا شکسته / راه نمی ره نشسته با برگی پاشو بسته / نمی تونه کار کنه دونه هارو بار کنه / تو لونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی / عیب نداره سیاهی / خوب بشه پات الهی ... آفرین کوچولو اینو حفظ کن فردا ازت می پرسم!
ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!
روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده: چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست!»
دو تا قمی با هم عروسی می کنن بچه شون می شه قمقمه!
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمی گیری؟ دانش آموز: آخه اون از دست شما دلخوره! چون شما هفته ی قبل به انشای اون نمره بدی دادید!
یه خره باحسرت به اسب نگاه می کنه، می گه اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم!
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟! رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر توی خونمون نداریم!!
یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد می شده،ه از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم!
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس 10 بار بنویس! روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟! شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
تو شهر حیف نون اینا (!) کراوات مد شده... تا الان 50 نفر تلفات داشته!
دیروزت را مرور کن تا فردای بهتری برای خود بسازی.
زندگی وقتی قشنگه که در کتاب قانون آن اصل معرفت ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه.
زندگی مثل یه دیکته است، هی می نویسی، هی پاک می کنی. هی غلط می نویسی، هی پاک می کنی. غافل از اینکه... ازرائیل داد می زنه برگه ها بالاااااا
آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم
یه ستاره ۵تا انتها داره. یه مربع ۴تا انتها داره. یه مثلث ۳تا. یه خط ۲تا. دلم میخواد دوستی من و تو مثل دایره باشه که هیچ انتهایی نداشته باشه!
تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم... ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم... بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری... من کفن پاره کنم عشق تو از سر گیرم...
به تركه میگن برو جلوی ماشین ییین چراغ راهنما كار میكنه ؟ تركه میره جلوی ماشین میگه :آره ، نه ، آره ، نه ، آره ، نه ، آره ، نه
یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیس
یك سال، یك ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینهزنی میومده. مردم میرن پی ماجرا، میبینن دسته تركها تو كوچه بن بست گیر كرد
عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت می گیری میگی عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی میگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندونی می کنی انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه روز یه پسره میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه ?تو تنها عشق من هستی? ؟ فروشنده هم میگه : بله آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدین
وقتی با انگشت به طرف کسی اشاره می کنی تا مسخره اش بکنی بدون سه تا از انگشت هات به طرف خودت
دختری هستم 20 ساله خوشگل . خوشتیپ باکلاس تحصیل کرده پولدار قصد ازدواج با کسی رو ندارم اینهارو گفتم که دلتون بسوزه
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .
ترکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه
زندگی وقتی قشنگه که در کتاب قانون آن اصل معرفت ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه
کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش میشد در میان لحظه ها لحظه ی د یدار را نزدیک کرد.
خانومها با گوشهایشان عاشق می شوند و مردها با چشم هایشان. (شکسپیر)
یک شمع می تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چیزی از دست بدهد، مانند شادی که هیچ گاه با تقسیم کردن کم نمی شود.
تو یكی از دهات اردبیل ملت برای بار اول كیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یكم میره تو نخ كیویه، بعد میگه: ایلده تخم مرغیش، كه تخم مرغه! ولی من نمیفهمم چرا موكتش كردن
سه جمله ی زیبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی . 2) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ . 3) آغاز کسی باش که پایان تو باشد
بنی آدم اعضا یكدیگرند كه مثل سگ بهم می پرند چو عضوی بدرد آورد روزگار كه پنچر شود چرخ آموزگار تو كز محنت دیگران بی غمی گمونم پسر عمه شلغمی
اگر طاووس برای ناز كردن و روباه برای فریب دادن وتمساح برای اشك ریختن وكلاغ برای قارقار كردن داشته باشی دیگر نیازی به زن گرفتن نداری
آرنولد میره آبادان، همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر میده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس میكنه، تا آخر آرنولد قبول میكنه. فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون چرخ میزده، یهو ارنولد میاد میگه: سلام عبود! آبادانیه میگه: اَاهه ... باز این سیریش اومد!
یک کشاورز نمونه در اقدامی بی نظیر توانست با پیوند درخت پسته و زیتون درخت پستون به عمل آورد.
انسان با ۳ بوسه تکمیل می شود : ۱. بوسه مادر: که با آن پا به عرصه خاکی میگذارد ... ۲ . بوسه عشق: که یک عمر با آن زندگی می کند... ۳. بوسه خاک: که با آن پا به عرصه ابدیت می گذارد ...
خاکستر قلیونتم،می سوزم تا بسازمت!!!
بعضی وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرقی که یادت میره یه نفر منتظرته تا . . . . . . . . از دستشویی بیای بیرون
یكی داشته تركه رو میزده و هی داد میزده می كشمت اكبر می کشمت اکبر. یكی میاد میگه چرا میزنیش؟ تركه كه داشته كتك میخورده میگه ولش کن بابا بذار بزنه من كه اكبر نیستم
اس ام اس های اخر خنده واسه شما !!!!!! ( جك و اس ام اس , )
ترکه با 2 تا از دوستاش رفته بودن ایستگاه راهآهن، تا میرسن تو یهو قطار حركت میكنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو كی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یكیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میكنه دومی رو هم سوار میكنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و كوفته برمیگرده تو ایستگاه، یك بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته كردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حركت میكنه، وامیستادید با اون میرفتید. غضنفر نفس زنان میگه: منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم.
وصیت نامه ی غضنفر رو باز میكنن میبینن نوشته همه نماز هامو خوندم فقط برام 20 سال وضو بگیرید .
یكی بود یكی نبود / زیر این سقف كبود /یه غریب آشنا /دل و جونمو ربود / اینجوری نگام نكن /گل یاس مهربون /اون غریبه خودتی همیشه با من بمون .
1یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میكنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یك فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط كرده و تا این لحظه 34513 جسد كشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد.
غضنفر هر روز زنگ یك كلیسا رو میزده و در میرفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه، یك روز پشت در كمین میكنه، تا غضنفر زنگ میزنه، غضنفر رو می گیره . غضنفر حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، عیسی هست؟
غضنفر یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن كم میاره .
به غضنفر میگن: با «هندونه» جمله بساز. میگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. یكی از آنها گفت: بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر شد میریم دوچرخه سواری، اگر خط شد میریم ماهواره نگاه میكنیم و اگر سكه روی لبهاش ایستاد میریم درس میخونیم!
قزوینیه کنار زمین فوتبال دراز کشیده بهش میگن تو بازیکنی میگه نه برانکاردم
عمری با غم عشقت نشستم به تو پیوستم و از خود گسستم ولیكن سرنوشتم این 3حرف بود تورا دیدم ، پسندیدم ، گسستم
بچه به باباش می گه اگه از بانک 100 میلیون برنده شی چیکار می کنی؟ باباهه : آمریکا - ویسکی - جنیفر لوپز . بچه می گه اگه برنده نشی ؟باباهه: خونه - عرق سگی - مامانت
خیلی راحت با نگاهت قفل قلبمو شكستی اومدی واسه همیشه توی قلب من نشستی تو برام شیرینی و من مثل آب دریا شورم توی قلب من نشستی اما از تو خیلی دورم دل تنها و غریبم پیش تو بد جوری گیره برای جدایی از تو میدونم من دیگه دیره
سکوت فریاد هزاران درد است در وسعت انتهای دریا ...........و تو بی انتهاترین فریادی که در سکوت من نشسته ای
صبح كیفم رو زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگیم بود ... شناسنامه، پاسپورت، كارت ملی، دو و نیم میلیون پول، پانصد تا سكه تمام بهار آزادی، یه شاخه نبات، یك دست آینه و شمعدان ... وكیلم؟